شبی باران سختی بود
تو هم تنها به زیرش راه میرفتی
نمیدانم درون دل چه ها گفتی
که ناگه من کنارت راه میرفتم
شب تاریک و پر باران
پر از آواز زیبایی
مرا غرق خودش می کرد
شدم سرشار زیبایی
تو و باران
من و باران
چه ترکیب قشنگی از همین دنیای انسانی
دستهایت پر ، ز احساسی تماشایی به دور من
تمام حس زیبایی درون من
مرا آرام می کرد و سکوتم بود پر معنا
تمام خاطرات من ، پر از تکرار این رویا
پر از تکرار این احساس
بیا با هم بمانیم...
ما را در سایت بیا با هم بمانیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13